Nemo

riraa | DNA, chlorophyll, plasma membrane | Sunday 17 August 2008

یک آدم لجباز،پر سر و صدای، بدجنس، عجول، خوش‌خنده‌ی، بی‌‌ثبات، همه‌چیز دان، خوش صحبت، دارای چهره‌ی کاریزماتیک و گاهی به صورت جزئی مهربان.

Kung Fu Panda

riraa | chlorophyll, mitosis | Friday 8 August 2008

از شباهت ظاهری من و کونگ‌فو پاندا که بگذریم، متأثرکننده‌ترین صحنه‌ی این فیلم اون قسمتی‌ه که پاندا بعد از تحمل اون همه سختی و گرسنه‌گی بالاخره کونگ‌فو یاد می‌گیره و طومار رو باز می‌کنه و می‌بینه که خالی‌ه. بعد با ناامیدی برمی‌گرده پیش پدرش و بغل‌ش می‌کنه و وقتی از آغوش پاندا بیرون میاد، پیش‌بند نوودل‌پزی‌و به کمر پاندا بسته بوده.
این صحنه منو عجیب یاد استعداد‌های نامکشوف و قریحه‌های فراموش‌شدم می‌اندازه. عجیب از زنده‌گی سرخوردم.

همیشه پای یک زن در میان است

riraa | chlorophyll | Tuesday 5 August 2008

« زن مثل اورانیوم غنی‌ شده‌ست. اظهار عشق‌ش هم مثل الکترون‌ه. حالا اگه یه الکترون بخوره به یه اورانیوم غنی شده می‌شه بمب اتم! »

Prison Break

riraa | ATP, chlorophyll, mitosis | Sunday 13 July 2008

مایکل باعث شد من ذوزنقه‌ی عشقی‌مو به یه نقطه تقلیل بدم. البته جدا از زیبایی‌های استاتیک‌،از زیبایی دینامیک انکارناپذیری هم برخوردار است که از توضیح آن در این‌جا معذوریم. لازم به ذکر است که در سریال Prison break دلایل آشکاری مبنی بر اثبات ویژه‌گی‌های منحصربه‌فرد (خَلقاً و خُلقاً) نام‌برده به چشم می‌خورد.

خوشگلا باید ببرن یا چگونه دوباره آلمانیدم

riraa | chlorophyll | Thursday 19 June 2008

خیلی وقت بود دیگه آلمان تیم من نبود. به‌خصوص که ایتالیا دوستی‌م جایی برای آلمان نمی‌ذاشت. اما چند شب پیش‌ به صورت کاملن اتفاقی و غیر قابل توضیح در محیط مجازی وبلاگ، یهو حس آلمان دوستی‌م دوباره بیدار شد و کلی از دیدن این آقا خوشگله‌ حظ بصری بردم و درود فرستادم بهش(آقای دونادونی شما جاتون محفوظه‌!)

Global Variable

riraa | chlorophyll, plasma membrane | Wednesday 18 June 2008

درگیری‌های استاد پسند.
در حد این‌که:
-می‌بینین از وقتی ازدواج کرده چه خانوم شده؟!
ببین دختر اول‌ش هی باید غذاهای خوش‌مزه بپزی
هی هواشو داشته باشی…
(استاد منشعب‌تر از این حرف‌هاست؛)
-بعد که افسارش دستت اومد، اون میاد دنبال‌ت!

خانوم محترم هم مبهوت پرت و پلاهای استاد که؛
ما که اسب نخریده بودیم، ما که گربه نداشتیم؟!

riraa | DNA, chlorophyll | Wednesday 18 June 2008

آدم‌ه دیگه. گاهی وقتا مثل الان می‌شینه فکر می‌کنه به این‌که اگه دیشب شرط‌‌مونو سر ایتالیا و فرانسه بسته بودیم الان چه خوش‌به‌حال‌م بود و کلی هیجان داشتم که توی شرط بردم. بعد دیگه لازم نبود بشینیم منتظر اون بازیه که نمی‌دونم اصلن چه روزیه و احتمالات هم توش زیاااااده.

.

riraa | chlorophyll | Friday 28 December 2007

این عکس‌ه اینقد خوبه که در راستای ارتقای فرهنگی من و میم کلی در موردش دیالوگ‌زایی کردیم. بعد من هر وقت نگاش می‌کنم پی به حقایق جدیدی می‌برم!

.

riraa | DNA, chlorophyll, plasma membrane | Wednesday 26 December 2007

یعنی هر کسی غیر از آقای نماد رئالیسم در باب موسیقی پاپ اظهار نظر کنه من به شخصه پذیرش‌م به صفر میل می‌کنه. بعد کلن این موضوع اثبات شدنی‌ه و به وضوح دیده شده که پیشنهاد‌های دیگران سر از چه موسیقی‌های چیپی در میاره. و من یه عالمه بررسی کردم و نتیجه‌اش فقط این بود که حتا دکتر کروکو هم نمی‌تونه در این زمینه حرف خاصی برای گفتن داشته باشه. بعد این روزا همش آهنگای پیشنهادی‌ه آقای نماد رئالیسم همه‌جا هستن و من علی‌رغم تلاش‌های مذبوحانه‌م برای بی‌تفاوت بودن بهشون یا شروع می‌کنم به خوندن‌شون یا یه لبخند گنده در حد و اندازه‌های دهن دایناسور می‌زنم که گمون نکنم حرفی غیر از رضایت موسیقیایی داشته باشه.

.

riraa | chlorophyll, niqt owl | Monday 3 December 2007

الان کلی چویس مروری دارم برای فیلم دیدن. بعد گویا باید خوابید البته چون دیره. فردا صبح اگه دیر برسم جام پشت دره و خب کلاس تکامل‌و نمی‌شه از دست داد. بعد مسواک و نخ دندون و پلاک و آب و دستشویی و کرم و کلی از این تشریفات قبل از خواب هم می‌تونم داشته باشم. بعد عین این بارونه که شرشر داره میاد نوشتن‌م شده الان، هرچند شاید بیش‌تر کمی از نوع چیک چیک. بعد کتاب زمان لرزه‌ی وونه‌گات هم اینجا کنار تخته که خودش داره پیشنهاد بی‌شرمانه می‌ده بخونم‌ش. اساسن شبای بارونی همه‌چه برق می‌زنه و من هی در معرض وسوسه‌های خبیثانه‌ی اشیا قرار می‌گیرم.

.

riraa | categoride, chlorophyll, rhino | Friday 30 November 2007

من اساسن در مرحله‌ی خویشتن‌داری به سر می‌برم و فعلن می‌خوام هیجان‌زده‌گی‌مو مخفی کنم. فُرچونتلی که دکتر کُروکو بیزی‌ه و نمی‌رسه بخونه این‌جا رو. چون من شدیدن مقاومت می‌کنم نسبت به این‌که بگم آخر فرندز همونی شد که می‌گفتی و خب این شاکینگ الان‌م نات اونلی واسه چگونه‌گی تموم شدنشه، بات آل سو که نمی‌دونم بدون فرندز چه کار کنم آخر هفته‌ای و روزهای آینده‌ترش.

.

riraa | chlorophyll, nostalgia | Tuesday 9 October 2007

And so it is
Just like you said it would be
Life goes easy on me
Most of the time
And so it is
The shorter story
No love, no glory
No hero in her sky

I can’t take my eyes off of you
I can’t take my eyes off you
I can’t take my eyes off of you
I can’t take my eyes off you
I can’t take my eyes off you
I can’t take my eyes…

And so it is
Just like you said it should be
We’ll both forget the breeze
Most of the time
And so it is
The colder water
The blower’s daughter
The pupil in denial

I can’t take my eyes off of you
I can’t take my eyes off you
I can’t take my eyes off of you
I can’t take my eyes off you
I can’t take my eyes off you
I can’t take my eyes…

Did I say that I loathe you?
Did I say that I want to
Leave it all behind?

I can’t take my mind off of you
I can’t take my mind off you
I can’t take my mind off of you
I can’t take my mind off you
I can’t take my mind off you
I can’t take my mind…
My mind…my mind…
‘Til I find somebody new

“The Blowers Daughter”

صفحه قبلي »

اين وبلاگ مفتخر است به استفاده از وردپرس | اين قالب توسط روي طراحي و توسط مهدي به فارسي برگردانده شده است