آی با کلاه

riraa | ATP, Dupont | Wednesday 13 August 2008

مرا در خانه سروی هست کاندر سایه‌ی قدش
فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم

دیروز که آقای شجریان داشتند توی هدفون اجرای خصوصی می‌دادند، همین‌طوری یک‌هو یاد جناب دوپونت افتادم.

.

riraa | ATP | Sunday 10 August 2008

به تو حاصلی ندارد غــم روزگـــار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازنای سالی

من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم

riraa | ATP | Tuesday 5 August 2008

درّم از دیده چکان است به یاد لب لعل‌ت
نگهی باز به من کن که بسی در بچکان‌م

پارسال همین موقع‌‌ها، کنسرت شجریان.ماهور بخوانید لطفن!

پ.ن: دی‌وی‌دی کنسرت پارسال ده‌روزی است که موجود است. حظ بصری‌ش از آنِ ما.

ساعت ها

riraa | ATP, nucleus | Wednesday 16 July 2008

زمانی برای برگرداندن ساعت شنی نمانده
وقتی که آخرین دانه‌ی برنج از بین شن‌ها جدا شد
زمان هم محکوم به مرگ شد
لذت به دست آوردن تولد به مثابه‌ی پذیرفتن رنج‌ مرگی‌ست
دیر یا زود.

.

riraa | ATP | Tuesday 15 July 2008

گر آن عیار شهرآشوب روزی حال من پرسد
بگو خواب‌ش نمی‌گیرد به شب از دست عیاران

Prison Break

riraa | ATP, chlorophyll, mitosis | Sunday 13 July 2008

مایکل باعث شد من ذوزنقه‌ی عشقی‌مو به یه نقطه تقلیل بدم. البته جدا از زیبایی‌های استاتیک‌،از زیبایی دینامیک انکارناپذیری هم برخوردار است که از توضیح آن در این‌جا معذوریم. لازم به ذکر است که در سریال Prison break دلایل آشکاری مبنی بر اثبات ویژه‌گی‌های منحصربه‌فرد (خَلقاً و خُلقاً) نام‌برده به چشم می‌خورد.

.

riraa | ATP | Saturday 12 July 2008

که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

دهان‌م کشف دهان توست

riraa | ATP, plasma membrane | Thursday 26 June 2008

الفبا برای سخن گفتن نیست
برای نوشتن نام توست
اعداد
پیش از تولد تو به صف ایستادند
تا راز زاد‌روز تو را بدانند
دست‌های من
برای جست‌و‌جوی تو پیدا شدند
دهان‌م
کشف دهان توست.

ای کاشف آتش
در آسمان دل‌م توده‌ی رفی است
که به خنده‌های تو دل بسته است.
.

.

.
شمس لنگرودی

Through The Morning, Through The Night

riraa | ATP | Tuesday 24 June 2008

I dreamed just last night you were there by my side
Your sweet loving tenderness
Easing my pride

But then I awoke and found you not there
It was just my old memory of how much I care

–Raising Sand

Robert Plant|Alison Krauss

چشم تو جای امن شب

riraa | ATP | Tuesday 24 June 2008

ناخن سرخ دست تو
باغچه‌ی تب کرده‌ی من
کفش تو ساز کولیان
شال تو جای گم‌شدن
چشم تو جای امن شب
به وقت گرگ‌م به هوا
سینه‌ی پرقصه‌ی تو
صدای معدن طلا

دوست گربه‌ماهی تو

riraa | ATP | Wednesday 18 June 2008

اگه می‌شد ته یه برکه زنده‌گی کنم
البته تو قالب یه گربه‌ماهی و
تو یه چارچوب از پوست و با سبیل
و یه بعدازظهر
تو می‌اومدی و وقتی ماه روی خونه تاریک من
می‌درخشید، لبه‌ی عشق من می‌ایستادی و فکر می‌کردی:
«چقدر این‌جا کنار این برکه زیباست، ای کاش یکی این‌جا بود که منو دوس داشت»
که من بهت بگم: «من دوستت دارم و می‌خوام
دوست گربه‌ماهی تو باشم، می‌خوام اون فکرای کشنده‌ی تنهایی رو
از مغزت پاک کنم»
و بعد یهو تو احساس آرامش کنی و
از خودت بپرسی: «نمی‌دونم تو این برکه
هیچ گربه‌ماهی هست؟ به نظز جای خوبی برای زنده‌گی اونا می‌آد»

دری لولا شده به فراموشی
ریچارد براتیگان.

.

riraa | ATP | Thursday 17 April 2008

سرم را تکان دادم و بلند شدم از جا:
من مرده بودم
و چرا که نه البته
مریض بعدی!
و من برمی‌دارم گوشی را:
خوب‌م/عالی که نه!
و می‌گذارم روی قلب مریض بعدی/که در تخت‌خواب بعدی هم
من مرده‌ام
و در تمام تخت‌خواب‌های بیمارستان
من مرده‌ی تو بودم
دکتر/یعنی تمام؟
و من/نه با گوشی بازی می‌کنم/و نه بازیگوشی
با گوش‌واره‌ی تو که من مرده‌ام….

علی باباچاهی.

صفحه قبلي »

اين وبلاگ مفتخر است به استفاده از وردپرس | اين قالب توسط روي طراحي و توسط مهدي به فارسي برگردانده شده است