بایگانی برای موضوع "روز شمار نقاهت"

23

Tuesday, May 27th, 2008

هنوز هم«مرداد داغ دست تو»…

22

Tuesday, May 27th, 2008

اوهوم،
حتا با چراغ خاموش
وقتی آسمون زیادی تاریک‌ه
اگه بخوام
اگه بخوای
می‌شه بیدار نشد حتا
می‌شه ترس ِ نبودنِ ماه‌ رو
گذاشت همون پایین تخت و
توی تاریکی فرو رفت
اون‌قد که راه برگشت یادمون بره
و شاید حتا برگشتیم و چمدون‌هامونو هم با خودمون بردیم
که یعنی ما دیگه نیستیم
شبیه اون تجربه‌های چهارسال‌ه
که منطقن بی‌نقص‌ هستن.
شاید هم بیدار شدیم صرفن
دیدیم خواب‌ه
خیال‌ه
سراب‌ه
و منتظر موندیم [...]

21

Tuesday, May 27th, 2008

چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید…

20

Sunday, May 25th, 2008

توی خواب‌م
یه ماهی‌ه نقره‌ای بود
که با چشمای درشت‌ش
هی بهم می‌گفت
آب…آب…
آخرای فروردین که رسید
خودم بردم‌ش توی رودخونه انداختم‌ش
حالا مثلن خوشحال‌ه
مثلن خوشحال‌م
اما هردومون بهتر می‌دونیم
عمر ماهی کوتاهه
چه تو تنگ آب
چه تو رودخونه

19

Sunday, May 25th, 2008

تو دونسته بودی
چه خوش باورم من…

18

Sunday, May 25th, 2008

قید فروختن بعضی چیزا رو باید زد
چه با قیمت پایین
چه با قیمت بالا،
وقتی واقعی‌ش هست
چه با قیمت پایین
چه با قیمت بالا
کی دیگه می‌ره سراغ پلاستیکی‌هاش
خلاصه که مشتری اول و آخرش خودتی…

17

Sunday, May 25th, 2008

شکل واقعی همه‌ی فکرها(کلاسیک/غیر کلاسیک) یه چیزه؛
فکر می‌کنی با اختیار خودت نمی‌مونی، در حالی‌که به اجبار داری می‌ری.

16

Saturday, May 24th, 2008

اسم مستعار
دندان عاریه
عضو علی‌البدل
ساختار دوم دی‌اِن‌ای
هیجان‌های یک‌بار مصرف
مارمولک پلاستیکی
کلیه دست‌دوم
سیب گاززده
کاغذ باطله
محیط کشت کپک‌زده
دفع افسد به فاسد
دی‌وی‌دی خش‌دار
گلایل پلاسیده
کُت چروک
کنترل ترافیک نامحسوس
گوش‌واره بدلی
گیلاس کرم‌خورده
آدامس دارچینی مستعمل
قاب عکس زنگ‌زده
تجربه‌ی نیم‌پَز
هم‌زیستی‌های قراضه
به دلیل کثرت موارد مشابه چینی با قیمت ارزان‌تر،در این مکان توزیع نمی‌شود،
باشد که رستگار شویم.

15

Saturday, May 24th, 2008

تجربه؛
شاید یعنی فقط همون یه‌بار…

14

Saturday, May 24th, 2008

دیگر شراب هم
جز تا کنار بستر خواب‌م نمی‌برد

13

Saturday, May 24th, 2008

کدوم‌و می‌شه باور کرد؛
همیشه همین دو دل بودن‌هاس که می‌مونه
درست وقتی فکر می‌کنم باید حرف زد، سکوت بهترین کاره.

12

Thursday, May 22nd, 2008

از مظاهر فکرشویی‌های شبانه؛
لولیدن‌ با یک لا پیراهن توی تخت‌خواب، در‌حالی‌که سعی می‌کنی تمام جزییات کتاب‌و تصور کنی…