Hide in your embrace…

riraa | mitosis, nucleus | Wednesday 7 May 2008

خواب دیدم
مثل همون روز
در خونه‌رو که برام باز کردی
خودمو انداخت‌م تو بغل‌ت
-به اندازه‌ی همه‌ی ترس‌ها و غم‌هایی که
پشت در خونه‌ی تو می‌مونه
و من وقتی می‌پرم تو بغل‌ت
همه‌شون تموم می‌شه-
دست می‌کشیدی توی موهام‌و
من هی آروم‌تر می‌شدم
و نفس کشیدن‌ت که
همیشه بهترین صدای دنیاست

امروز خیلی دل‌تن‌گت‌م
هی این آهنگ‌ه هست
هی فکر تو هست
هی من‌م
امروز همه‌ش یاد لبخند‌هات می‌افتم
هی بغض می‌کنم
هی آرومم می‌کنی
هی آروم می‌شم

بدون نظر

هنوز نظري ارسال نشده است

خروجي RSS

متاسفم امكان ارسال نظر وجود ندارد

اين وبلاگ مفتخر است به استفاده از وردپرس | اين قالب توسط روي طراحي و توسط مهدي به فارسي برگردانده شده است