شدیدن دلم چای و توت خشک میخواد. بعد بشینم این فیلم پلهای مدیسون کانتی رو دوباره ببینم. بعد فاز خودآزاریشو بذارم کنار از بس این خانوم مریل استریپ دوستداشتنیه که نمیدونم چقدر. بعد این آقاهه منو عجیب نوستال کرده در زمینهی عکاسی. از بس دوماهه دست به دوربین نزدم. بعد نمیدونم کی قراره فیلمه تموم شه که من بخوابم فردا صبح کتابخونهمه به شدت از بس درس نخوندم امروز. بعد کلی دلم میخواد چهارشنبههه بیاد از بس یک هفته مونده که ببینمت. یه شال هم خریدم امروز به طول ده متر یا بیشتر حتا! بعد عمیقن از اون شالهاست که چندین سال میشه من میخوامش. یه آهنگ اسپشیال هم لود کردم برا ساسا که باید بذارمش. بعد آهنگه شدیدن کادوی دو روز پیششه که کلی دلش گرفته بود. کلی هم کار دارم الان از بس زیادن… آبجوش، لیپتون، توت خشک، گردو، مسواک، پلاک، شیرپاکن، مروری بر عناوین مهمترین رخدادهای فردا، لباسخواب ابریشمی قرمزه که کلی نرمه، سهتا بالش، پتو گرم سبکه، آلارم موبایل، لپتاپ، تختخواب و فیلمه…
Comments Off
از اون مدلا که خرسای قطبی میخوابن. لطفن منو بهار سال آینده بیدار کنید.آقای دوپونت بهار میایید؟؟هووووم؟
Comments Off
بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود
زین سیل دمادم که در این منزل خواب است
Comments Off
الان اینقده در حالت انتظار به سر میبرم که خستمه کلی. از بس هیچ کسی مهمونیه گنده نمیگیره که من این لباس خوشگلمو بپوشم. بعد موهامو هم صورتی کنم به دامنم بیاد!
.
بعد من کلی از همینجا ارادت قلبی و زبانی خودمو ابراز میکنم نسبت به خانوم یا آقای آبان که از راه رسیدن بعد یه سال. فقط خداهه لطفن یه کم سرماشو بیشتر کن به مهمونمون بد نگذره.
.
این اسپمهای جیمیل منو شهید کرد از بس که هر چی دیلیت میکنی و تموم نمیشن. لطفن به زحمتکشان در عرصهی پراکنش اسپم بگید ایمیل پوکر و لاتاری و لانگر ارگاسم و ویاگرا شاپ و پنیس اینلارجمنت… برای من نفرستن.
.
الان شدیدن اون فیلمه که نمیتونم بگم اسمشو( همون اسمشو نبر خودمون!) مورد نیازه. امیدوارم به حول و قوهی الهی و اگه عمری باقی بمونه بتونم معرفیش کنم و اینا!
.
از اونجایی که الان فصل چسناله کردنو این حرفا نیست فعلن اینجوریم.
بعد تازه من شدیدن قائم به ذاتمو اینا و ممکنه همین چند ثانیه دیگه یهو میعان شم و تغییر حالت بدم زیاد!
.
از اونجایی که الان پاییزه و من در موودِ ولخرجی و کوول بودن سیر میکنم یه پیشنهاد بیشرمانه دارم برا ساسا و اینکه حاضرم سرقفلیه وبلاگ مخفیرو بزنم به نام به شرط اینکه شروع کنه بنویسه، یه کم من بخونمش از بس دلم میخواسته و میخواد کلی.
.
به حقیقت که تار زدن نیما نادری توصیه میشود برای گوش دادن. خودم تازه کشفش کردم. البته از اطلاعات کامل در مورد این جاندار استقبال میشود اکیدن.
Comments Off
الان من شدیدن رضایت تحصیلیمه از بس درس خوندم این دو روزه به نسبت قبلنا که پشهای بیش نبودم در این زمینه!
Comments Off
people say at night
he would spend his time weeping
people say that he didn’t eat,
he would spend his time drinking.
people swear that the very heavens
shuddered to hear his lament.
how he suffered for her.
even on his deathbed
he was calling for her.
oh,how he sang.
oh,how he sighed
oh,how he sang.
he was dying
of mortal passion
a sad dove
goes early in the morning to sing
to the lonely little house
whose doors lie wide open.
people swear that the dove
in none other than his soul,
which is still waiting for her.
waiting for the poor girl to come back.
cucurrucucu…
my dove
cucurrucucu…
don’t cry
stones can never know,…
my dove…
can never know…
what love is
Talk to Her
“cucurrucucu paloma”
Comments Off
- از بس که وبلاگ مخفیه رفته تو فاز تعدد زوجات و اینا، یه هفته به خودم اولتیماتوم دادم که عدالتو برقرار کنم بینشون وگرنه باید یکیشونو طلاق بدم که عذاب وجدان نگیرم.
– تازه با اون قیافهی ژولی پولی که شبیه دختر بچه شیطونا شده بودم و اصلنم حوصلهم نبود کلی ذوق مرگ شدم که جای همیشهگیم خالی بود بعد مدتها. آخه اون میزه کناریه توی کافیشاپ بدجوری ارث پدریه و شانس میاره.
— یکی با سرچ راههای جلوگیری از خطر بخاری اومده اینجا طفلکی. بعد اینقده این سرچش تاثیرگذار بود که نگو.
—- موندم فردا که میم ازم پرسید از مسیر ویژه برم یا زیر درختا باید کدومو انتخاب کنم. حیف که هیچم با هم اُور لَپ ندارن و اصلنم جایی نیست که هی بشه رفت و اومد و از هیچ کدومشون نگذشت.
—– چون شدیدن مورد تهاجم پشهها قرار گرفتم از ادامه دادن این پست معذورم.
Comments Off
And so it is
Just like you said it would be
Life goes easy on me
Most of the time
And so it is
The shorter story
No love, no glory
No hero in her sky
I can’t take my eyes off of you
I can’t take my eyes off you
I can’t take my eyes off of you
I can’t take my eyes off you
I can’t take my eyes off you
I can’t take my eyes…
And so it is
Just like you said it should be
We’ll both forget the breeze
Most of the time
And so it is
The colder water
The blower’s daughter
The pupil in denial
I can’t take my eyes off of you
I can’t take my eyes off you
I can’t take my eyes off of you
I can’t take my eyes off you
I can’t take my eyes off you
I can’t take my eyes…
Did I say that I loathe you?
Did I say that I want to
Leave it all behind?
I can’t take my mind off of you
I can’t take my mind off you
I can’t take my mind off of you
I can’t take my mind off you
I can’t take my mind off you
I can’t take my mind…
My mind…my mind…
‘Til I find somebody new
“The Blowers Daughter”
Comments Off
وقتی یکی مثل کوآلا چسبیده به زورمرهگیهاش و با کلی غرغر و اعتراف به تنبلی خودشو مجبور میکنه که بره کوهنوردی و یه آقایی اونجا آهنگ به شب وصلتو با کمانچه میزنه تا دیوونه شی حسابی. وقتی یکی مجبور میشه از دیوار صاف بره بالا عین دزدا و اون پایین وایسادی برای جلوگیری از خطر احتمالی تا بپره بغلت اما کلی خنگه میافته زمین زانو ش زخمی میشه. وقتی یکی هی توی راه به ساعتش نگاه میکنه از بس چهل و پنج دقیقه تموم نمیشه و براش امشب شب مهتابه رو بدون سانسور میخونی که یادش میره چقدر راه مونده بعد هی رو پنجه راه میره عین گربهها از بس همهش جوندوسته که فکر میکنه زیر پاش همیشه سسته. وقتی یکی هی میپرسه بدونه کدوم دره واسه مرگ در خوشی مناسبتره. وقتی یکیو با اون همه سختی میبری اون بالا بالاها مثل بچهشیرا که ماماناشون گردنشونو به دندون میگیرنو و این طرف اون طرف میبرنشون. وقتی یکی اون بالا کنار آبشار میایسته و موهای نمدارشو رها میکنه تا سرش حسابی هوا بخوره و دستهاشو باز میکنه تا کلی نسیم خنک بغل کنه و از هوای تازه نفس بکشه و بگه آخی چه پاییزی. وقتی یکی سرشو میذاره روی بازوت و دراز میکشین روی صخرهها و آسمون آبیه آبیه و هیچ قرار نیست سوال پیچ بشه و همه چی فرو میره توو سکوت. وقتی یکی هر چی هم که تکون بخوری و آواز بخونی بازم وقتی سرشو می ذاره رو سینهت صدای قلبتو میشنوه. وقتی یکی کلی خوبه که یادش نمییاد این روزای نصف نیمهی به زور دو و نیمی کی اومدن و رفتن. وقتی یکی دهتا خوبه…دهتا!
Comments Off