بایگانی برای ماه October, 2007

.

Wednesday, October 31st, 2007

شدیدن دل‌م چای و توت خشک می‌خواد. بعد بشینم این فیلم پل‌های مدیسون کانتی رو دوباره ببینم. بعد فاز خودآزاری‌شو بذارم کنار از بس این خانوم مریل استریپ دوست‌داشتنیه که نمی‌دونم چقدر. بعد این آقاهه منو عجیب نوستال کرده در زمینه‌ی عکاسی. از بس دوماهه دست به دوربین نزدم. بعد نمی‌دونم کی قراره فیلم‌ه تموم [...]

.

Thursday, October 25th, 2007

We Thought We Were Completely Naked

.

Thursday, October 25th, 2007

از اون مدلا که خرسای قطبی می‌خوابن. لطفن منو بهار سال آینده بیدار کنید.آقای دوپونت بهار میایید؟؟هووووم؟

.

Thursday, October 25th, 2007

بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود
زین سیل دمادم که در این منزل خواب است

.

Tuesday, October 23rd, 2007

الان این‌قده در حالت انتظار به سر می‌برم که خستمه کلی. از بس هیچ کسی مهمونی‌ه گنده نمی‌گیره که من این لباس خوشگل‌مو بپوشم. بعد موهامو هم صورتی کنم به دامن‌م بیاد!
.
بعد من کلی از همین‌جا ارادت قلبی و زبانی خودمو ابراز می‌کنم نسبت به خانوم یا آقای آبان که از راه رسیدن بعد یه [...]

.

Tuesday, October 23rd, 2007

الان من شدیدن رضایت تحصیلی‌مه از بس درس خوندم این دو روزه به نسبت قبلنا که پشه‌ای بیش نبودم در این زمینه!

.

Sunday, October 21st, 2007

people say at night
he would spend his time weeping
people say that he didn’t eat,
he would spend his time drinking.
people swear that the very heavens
shuddered to hear his lament.
how he suffered for her.
even on his deathbed
he was calling for her.
oh,how he sang.
oh,how he sighed

oh,how he sang.
he was dying
of mortal passion

a sad dove
goes early in the morning [...]

.

Tuesday, October 16th, 2007

- از بس که وبلاگ مخفی‌ه رفته تو فاز تعدد زوجات و اینا، یه هفته به خودم اولتیماتوم دادم که عدالت‌و برقرار کنم بین‌شون وگرنه باید یکی‌شونو طلاق بدم که عذاب وجدان نگیرم.
– تازه با اون قیافه‌ی ژولی پولی که شبیه دختر بچه‌ شیطونا شده بودم و اصلن‌م حوصله‌م نبود کلی ذوق مرگ شدم که [...]

.

Tuesday, October 9th, 2007

And so it is
Just like you said it would be
Life goes easy on me
Most of the time
And so it is
The shorter story
No love, no glory
No hero in her sky

I can’t take my eyes off of you
I can’t take my eyes off you
I can’t take my eyes off of you
I can’t take my eyes off you
I [...]

.

Monday, October 8th, 2007

O snail
Climb Mount Fuji,
But slowly, slowly!

.

Friday, October 5th, 2007

وقتی یکی مثل کوآلا چسبیده به زورمره‌گی‌هاش و با کلی غرغر و اعتراف به تنبلی خودشو مجبور می‌کنه که بره کوهنوردی و یه آقایی اون‌جا آهنگ به شب وصلت‌و با کمانچه می‌زنه تا دیوونه شی حسابی. وقتی یکی مجبور می‌شه از دیوار صاف بره بالا عین دزدا و اون پایین وایسادی برای جلوگیری از [...]